یکی از مهمترین اهدافی که بسیاری از والدین برای فرزند خود در نظر میگیرند، تربیت انسانی مستقل، مسئولیتپذیر و توانمند است.
با این حال، گاهی ناخواسته در مسیر رشد کودک، فرصتهایی را که میتوانند به شکلگیری استقلال او کمک کنند از او میگیریم.
کفشهایش را میپوشانیم چون عجله داریم.
وسایلش را جمع میکنیم چون سریعتر انجام میشود.
به جای او تصمیم میگیریم چون تصور میکنیم بهتر میدانیم.
همه این رفتارها از سر عشق و مراقبت انجام میشوند؛ اما آیا همیشه به رشد کودک کمک میکنند؟
رویکردهای نوین آموزشی، بهویژه مونتسوری، نگاه متفاوتی به این موضوع دارند.
استقلال از کودکی آغاز میشود.
وقتی درباره استقلال صحبت میکنیم، بسیاری از ما به نوجوانی یا بزرگسالی فکر میکنیم؛ زمانی که فرد بتواند تصمیم بگیرد، مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و روی پای خودش بایستد.
اما استقلال یک مهارت ناگهانی نیست.
کودکی که قرار است در آینده فردی مستقل باشد، باید از سالهای نخست زندگی فرصت تجربه کردن استقلال را داشته باشد.
استقلال از همان لحظهای آغاز میشود که کودک تلاش میکند قاشق را خودش در دست بگیرد، لباسش را انتخاب کند یا در انجام کارهای روزمره مشارکت داشته باشد.
نگاه مونتسوری به استقلال
یکی از معروفترین جملات ماریا مونتسوری این است:«کمکم کن خودم انجامش دهم.»
این جمله بهخوبی فلسفه مونتسوری را توضیح میدهد.
در این رویکرد، هدف بزرگسال انجام دادن کارها برای کودک نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که کودک بتواند تواناییهای خود را کشف و تقویت کند.
دکتر مونتسوری معتقد بود کودکان میل طبیعی به یادگیری، رشد و مستقل شدن دارند.
آنچه آنها نیاز دارند، محیطی مناسب و فرصت کافی برای تمرین است.
چرا استقلال اهمیت دارد؟
استقلال تنها به معنای انجام کارهای شخصی نیست.
کودکی که فرصت استقلال پیدا میکند، به تدریج مهارتهای مهمتری را نیز در خود پرورش میدهد: اعتمادبهنفسمسئولیتپذیریحل مسئلهتصمیمگیریپشتکارتابآوری در برابر شکستهر بار که کودک کاری را خودش انجام میدهد، این پیام را دریافت میکند:«من توانایی انجام این کار را دارم.» و این پیام، پایه شکلگیری اعتمادبهنفس واقعی است.
کمک کردن یا مانع شدن؟
گاهی مرز میان کمک کردن و مانع شدن بسیار باریک است.
وقتی کودک میخواهد خودش لباس بپوشد، ممکن است زمان بیشتری صرف شود.
وقتی میخواهد آب در لیوان بریزد، ممکن است مقداری از آن روی زمین بریزد.
وقتی میخواهد اسباببازیهایش را جمع کند، شاید نتیجه به تمیزی کار یک بزرگسال نباشد.
اما در همین لحظههاست که یادگیری اتفاق میافتد.اگر همیشه برای سرعت بیشتر یا جلوگیری از اشتباه، کارها را به جای کودک انجام دهیم، فرصت تجربه و رشد را از او گرفتهایم.
استقلال به معنای رها کردن کودک نیست
گاهی والدین تصور میکنند استقلال یعنی کودک هر کاری خواست انجام دهد.
در حالی که استقلال در رویکردهای نوین آموزشی همیشه در کنار چارچوب و مسئولیت معنا پیدا میکند.کودک نیاز دارد در محیطی امن، متناسب با سن و تواناییهایش فرصت انتخاب و تجربه داشته باشد.
هدف این نیست که کودک بدون حمایت رها شود؛ بلکه هدف این است که حمایت ما به گونهای باشد که به رشد توانمندیهای او کمک کند.
چگونه استقلال را در زندگی روزمره تقویت کنیم؟
ایجاد استقلال همیشه به ابزارهای خاص یا برنامههای پیچیده نیاز ندارد. گاهی تغییرات کوچک میتوانند تأثیر بزرگی داشته باشند: اجازه دهیم کودک لباسهایش را انتخاب کند.
او را در کارهای ساده خانه مشارکت دهیم.
وسایل مورد نیازش را در دسترسش قرار دهیم.
برای انجام کارها زمان بیشتری در نظر بگیریم.
به جای عجله برای کمک، چند لحظه صبر کنیم.
اشتباهات را بخشی طبیعی از فرآیند یادگیری بدانیم.
سخن پایانی
یکی از ارزشمندترین هدایایی که میتوانیم به کودکان بدهیم، فرصت مستقل شدن است.
استقلال از انجام کارهای بزرگ آغاز نمیشود؛ بلکه در تجربههای کوچک روزمره شکل میگیرد.
هر بار که به کودک اجازه میدهیم خودش تلاش کند، تصمیم بگیرد، اشتباه کند و دوباره از نو شروع کند، در حال ساختن مهارتی هستیم که تا پایان عمر همراه او خواهد بود.
شاید گاهی انجام دادن کارها به جای کودک سادهتر و سریعتر باشد؛ اما رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که به او فرصت دهیم تواناییهای خودش را کشف کند.
استقلال هدیهای نیست که روزی به کودک بدهیم؛ مهارتی است که باید هر روز فرصت ساختنش را برای او فراهم کنیم.