یکی از طبیعیترین واکنشهای ما به عنوان والد، این است که وقتی فرزندمان با مشکلی روبهرو میشود، سریع وارد عمل شویم و راهحل را در اختیارش بگذاریم.
بند کفشش را ببندیم، پازلش را کامل کنیم، دعوایش با دوستش را حل کنیم، جواب سؤالش را بگوییم یا حتی قبل از اینکه خودش تلاشی کند، مشکل را از سر راهش برداریم.
این رفتار از عشق میآید؛ اما آیا همیشه به رشد کودک کمک میکند؟
رویکردهای نوین آموزشی، از جمله مونتسوری، نگاه متفاوتی به این موضوع دارند.
کودک از حل کردن مشکلات رشد میکند، نه از نداشتن مشکل
بسیاری از ما تصور میکنیم وظیفه یک والد خوب این است که مسیر زندگی کودک را هموار کند.
اما واقعیت این است که رشد، دقیقاً زمانی اتفاق میافتد که کودک فرصت روبهرو شدن با چالشهای متناسب با تواناییهایش را داشته باشد.
وقتی کودک تلاش میکند راهحلی پیدا کند، مغز او درگیر تفکر، تصمیمگیری، آزمون و خطا و یادگیری میشود.
این همان فرایندی است که مهارت حل مسئله را شکل میدهد.
کمک کردن یا گرفتن فرصت یادگیری؟
فرض کنید کودک در حال پوشیدن لباسش است و نمیتواند زیپ را بالا بکشد.
اگر بلافاصله زیپ را برایش ببندیم، شاید کار سریعتر تمام شود.
اما اگر چند دقیقه فرصت بدهیم، او تلاش کند، اشتباه کند و دوباره امتحان کند، اتفاق مهمتری رخ میدهد:
او یاد میگیرد که میتواند از پس چالشهایش بربیاید.
گاهی بهترین کمک، کمی صبر کردن است.
مونتسوری چه میگوید؟
در رویکرد مونتسوری، یکی از اهداف اصلی آموزش، پرورش استقلال است.
استقلال فقط به این معنا نیست که کودک بتواند لباس بپوشد یا غذا بخورد؛ بلکه یعنی به تواناییهای خودش اعتماد داشته باشد.
ماریا مونتسوری معتقد بود:
«هرگز برای کودک کاری را انجام ندهید که خودش قادر به انجام آن است.»
وقتی ما دائماً مشکلات کودک را حل میکنیم، ناخواسته این پیام را به او میدهیم:
«تو از پسش برنمیآیی، من باید انجامش بدهم.»
اما وقتی فرصت تلاش را به او میدهیم، پیام متفاوتی دریافت میکند:
«من به توانایی تو اعتماد دارم.»
اگر کودک شکست بخورد چه؟
بسیاری از والدین از این میترسند که کودک ناامید شود.
اما شکستهای کوچک و امن، بخشی از فرایند یادگیری هستند.
کودکی که امروز چند بار تلاش میکند تا یک برج بسازد و آن فرو میریزد، فردا در برابر چالشهای بزرگتر زندگی مقاومتر خواهد بود.
تابآوری، از تجربه حل مسئله به وجود میآید، نه از حذف تمام مشکلات.
چه زمانی باید کمک کنیم؟
این به معنای رها کردن کودک نیست.
نقش والد، همراهی است، نه انجام دادن.
گاهی کافی است به جای ارائه پاسخ، سؤال بپرسیم:
«به نظرت از کجا شروع کنیم؟»
«چه راه دیگری میتوانی امتحان کنی؟»
«دوست داری کمکت کنم یا میخواهی یک بار دیگر خودت تلاش کنی؟»
این سؤالها به کودک فرصت فکر کردن میدهند.
تفاوت حمایت با نجات دادن
حمایت یعنی کنار کودک بودن.
نجات دادن یعنی انجام دادن کاری که خودش توان انجامش را دارد.
در رویکردهای نوین آموزشی، هدف این نیست که کودک هرگز سختی نکشد؛ بلکه هدف این است که احساس کند برای روبهرو شدن با سختیها، توانمند است.
سخن پایانی
همه ما دوست داریم فرزندمان کمتر ناراحت شود، کمتر شکست بخورد و کمتر سختی بکشد.
اما اگر همیشه قبل از او مشکل را حل کنیم، فرصتی را از او میگیریم که شاید از هر درس دیگری ارزشمندتر باشد؛ فرصت ساختن اعتمادبهنفس، استقلال و مهارت حل مسئله.
گاهی بزرگترین هدیهای که میتوانیم به کودک بدهیم، این نیست که مسیر را برایش هموار کنیم؛
بلکه این است که در کنارش بایستیم، به تواناییهایش ایمان داشته باشیم و اجازه دهیم خودش قدم بردارد.
زیرا کودکان، با حل کردن مشکلاتشان بزرگ میشوند؛ نه با حذف شدن تمام مشکلات از مسیرشان.