اما گاهی درست از همان جایی که میخواهیم به کودک کمک کنیم، مانعی برای استقلالش میسازیم.
لباسش را خودمان میپوشانیم چون عجله داریم.
اما کودک برای مستقل شدن، به فرصت تجربه کردن، انتخاب کردن، اشتباه کردن و دوباره تلاش کردن نیاز دارد.
مهارتهایی مثل برنامهریزی، تمرکز، کنترل تکانه و انعطافپذیری نیز در طول زمان و از طریق تجربه و تمرین رشد میکنند؛ کودک با این مهارتها به شکل کامل به دنیا نمیآید.
۱. انجام دادن کارهایی که کودک خودش میتواند انجام دهد
«بده من انجامش بدم، طول میکشه.»
این جمله احتمالاً برای همه ما آشناست.
کودک میخواهد لباس بپوشد، بند کفشش را ببندد، لیوان آبش را بردارد یا وسایلش را جمع کند؛ اما چون انجام دادن این کارها توسط ما سریعتر و تمیزتر است، وارد عمل میشویم.
مشکل اینجاست که کودک فرصت تمرین کردن مهارت را از دست میدهد.
اگر کودک توانایی انجام کاری را دارد، لازم نیست همیشه آن را از او بگیریم.
گاهی باید چند دقیقه بیشتر صبر کنیم و اجازه دهیم خودش امتحان کند.
در رویکرد مونتسوری، محیط به گونهای آماده میشود که کودک بتواند متناسب با سن و تواناییاش تا حد امکان مستقل عمل کند.
کودک نمیتواند پازل را کامل کند.
ما سریع قطعه درست را پیدا میکنیم.
اسباببازیاش خراب شده؟
فوراً درستش میکنیم.
با دوستش به مشکل خورده؟
قبل از اینکه خودش فکر کند، وارد ماجرا میشویم.
اما هر مشکل کوچکی که ما به جای کودک حل میکنیم، میتواند فرصتی باشد که او برای فکر کردن و پیدا کردن راهحل از دست میدهد.
این به معنای رها کردن کودک نیست.
میتوانیم کنار او بمانیم و به جای دادن پاسخ، سؤال بپرسیم:
«به نظرت چه راهی میتونیم امتحان کنیم؟»
«اگر این روش جواب نداد، راه دیگهای هست؟»
این نوع همراهی، نوعی حمایت تدریجی است؛ یعنی ابتدا به اندازه نیاز کودک کمک کنیم و وقتی توانمندتر شد، قدمی عقبتر برویم. پژوهشهای مربوط به رشد مهارتهای اجرایی نیز بر همین حمایت متناسب با سن و کاهش تدریجی آن تأکید دارند.
۳. انتخاب کردن به جای کودک
«این لباس رو بپوش.»
«این غذا رو بخور.»
«این اسباببازی رو بردار.»
اگر تمام انتخابهای کودک را ما انجام دهیم، او فرصت کمی برای تمرین تصمیمگیری خواهد داشت.
البته قرار نیست کودک برای همه چیز تصمیم بگیرد.
اما میتوانیم در موقعیتهای مناسب، انتخابهای محدود و واقعی در اختیارش بگذاریم:
«لباس آبی رو میخوای یا سبز؟»
«اول کتاب بخونیم یا مسواک بزنیم؟»
این انتخابهای کوچک به کودک کمک میکنند تجربه کند که نظر و تصمیم او اهمیت دارد.
۴. ترسیدن از اشتباه کودک
گاهی آنقدر نگران اشتباه کردن کودک هستیم که قبل از اینکه اتفاقی بیفتد، دخالت میکنیم.
«نکنه بریزه!»
«نکنه خرابش کنی!»
«بذار من انجام بدم.»
اما اشتباه، بخشی از یادگیری است.
کودک با آزمون و خطا یاد میگیرد چه چیزی جواب میدهد و چه چیزی نه.
اگر هر بار که احتمال اشتباه وجود دارد وارد عمل شویم، ممکن است کودک به جای تجربه کردن، کمکم منتظر تأیید و راهنمایی بزرگسال بماند.
هدف این نیست که کودک را در موقعیتهای خطرناک قرار دهیم؛ بلکه باید بین
۵. انتظار استقلال بدون آماده کردن محیط
گاهی از کودک انتظار داریم مستقل باشد، اما محیط برای استقلال او آماده نیست.
میگوییم:
«خودت لباسهات رو بردار.»
اما لباسها جایی هستند که کودک به آن دسترسی ندارد.
میگوییم:
«خودت آب بخور.»
اما لیوانها در کابینتی هستند که نمیتواند به آن برسد.
میگوییم:
«خودت اسباببازیهات رو جمع کن.»
اما دهها اسباببازی بدون جای مشخص در اتاق پخش شدهاند.
استقلال فقط با گفتن «خودت انجام بده» شکل نمیگیرد.
محیط هم باید به کودک اجازه انجام دادن بدهد.
در نگاه مونتسوری، «محیط آماده» یکی از پایههای مهم استقلال است؛ محیطی که ابزار و فعالیتهای متناسب با توانایی کودک در دسترس او قرار میگیرند و امکان فعالیت هدفمند و مستقل را فراهم میکنند.
پس چطور استقلال کودک را تقویت کنیم؟
قبل از اینکه کاری را برای کودک انجام دهیم، یک سؤال ساده از خودمان بپرسیم:
*«آیا واقعاً به کمک من نیاز دارد یا فقط انجام دادن این کار توسط من سریعتر است؟»**
فرصت بدهیم.
صبر کنیم.
اجازه دهیم اشتباه کند.
در صورت نیاز، کمک کوچک و متناسب ارائه کنیم.
و وقتی توانمندتر شد، به تدریج عقب برویم.اتفاقاً کودک برای مستقل شدن به یک بزرگسال امن و پاسخگو نیاز دارد؛ بزرگسالی که در زمان نیاز در دسترس باشد، اما همیشه جای کودک عمل نکند. روابط پاسخگو و تعامل رفتوبرگشتی میان کودک و بزرگسال نیز بخش مهمی از محیط رشدی سالم هستند.
کودک مستقل، کودکی نیست که هیچوقت کمک نخواهد.
کودک مستقل، کودکی است که کمکم باور میکند:
«من میتوانم تلاش کنم.»
«میتوانم انتخاب کنم.»
«میتوانم اشتباه کنم و دوباره امتحان کنم.»*
و شاید یکی از مهمترین وظایف ما به عنوان والد این نباشد که همه مسیر را برای کودک هموار کنیم؛
بلکه این باشد که محیط و رابطهای فراهم کنیم که کودک جرئت کند خودش قدم بردارد.
گاهی برای ساختن استقلال کودک، لازم است کمی کمتر انجام دهیم و کمی بیشتر اعتماد کنیم.