رویکردها‌ی نوین آموزشی را در موسسه چطور پیاده کنیم؟

نویسنده: دکتر منا آقابابایی

پیاده‌سازی رویکردهای نوین آموزشی و پداگوژی آلترنتیو در فضا‌های ساختارمند مانند مهدکودک‌ها، مدارس و موسسات، نیازمند یک جراحی ظریف در نگرش‌های سنتی و مدیریتی است.

نخستین و حیاتی‌ترین گام در این مسیر، برچیدن ساختارهای آموزش مستقیم و حافظه‌محور است؛ چرا که همان‌طور در کتابم، کشف تو با نگاه من، اشاره کرده‌ام: «مسموم‌ترین اتفاقی که می‌تواند برای کودک زیر شش سال بیفتد، آموزش مستقیم است.»

در یک موسسه پیشرو، مربی دیگر منبع مطلق دانش و تزریق‌کننده اطلاعات به ذهن کودک نیست، بلکه یک تسهیل‌گر و مشاهده‌گر دقیق است. این تغییر بنیادین دقیقاً هم‌راستا با این اصل جاودان ماریا مونتسوری است که می‌گفت: «آموزش یک کارِ زبانی نیست که توسط مربی انجام شود، بلکه فرآیندی طبیعی است که به طور خودبخودی توسط خودِ کودک و از طریق تجربیات او در محیط به دست می‌آید.» وقتی کادر آموزشی یک موسسه هنرِ مشاهده فعالانه را بیاموزد، آموزش مستقیم جای خود را به کشف و تجربه اصیل می‌دهد.

گام دوم، بازتعریف فضای فیزیکی و ساختار مادی موسسه بر اساس معیار‌های «محیط آماده و غنی» است.

کلاس‌های درس در موسسات نوین نباید با میز و صندلی‌های ردیفی و رو به تخته، تحرک و پویایی را از کودک سلب کنند؛ زیرا «محیط غنی می‌تواند دعوت‌نامه‌ای برای تجربه‌گری در کودک باشد.» در یک موسسه خلاق، فضا به کارگاه‌های ملموس و زون‌های متمایز (مانند بخش مهارت‌های زندگی، حسی، علوم و هنر) تقسیم می‌شود.

ابزارها باید کیفیت «خودتصحیح‌گری» داشته و در قفسه‌های باز و هم‌ارتفاع با قد کودکان چیده شوند تا حق انتخاب آزادانه فعالیت‌ها کاملاً محقق شود.

این چیدمان علمی، وابستگی به بزرگسال را به حداقل رسانده و یادگیریِ خودانگیخته را در تاروپود موسسه جاری می‌سازد.

در نهایت، پایداری این رویکرد در یک موسسه در گروی «ایجاد پل ارتباطی همسو میان موسسه و خانواده» است.

اگر آموزه‌های نوین و آزادی‌های هدفمندی که کودک در موسسه تجربه می‌کند، در خانه با رفتارهای کنترل‌گرانه یا آموزش‌های مستقیم و تحمیلی روبه‌رو شود، کودک دچار دوگانگی جدی می‌شود.

موسسات موفق همواره بخشی از رسالت خود را به آگاه‌سازی والدین از طریق وبینارها و جلسات گفتگو اختصاص می‌دهند.

ما در مدرسه موم همواره بر این باوریم که تحول اصیل آموزشی زمانی رخ می‌دهد که موسسه، مربی و والد، هم‌راستا و با یک نگاه مشترک، بستری صلح‌آمیز برای رشد کل‌نگر (عاطفی، اجتماعی و شناختی) کودک فراهم کنند تا او بتواند با تکیه بر نظم و استقلال درونی خود، جهان را کشف کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *