کودک باید عذرخواهی کند یا یاد بگیرد جبران کند؟

«بگو ببخشید!»

«زود باش عذرخواهی کن!»

«تا نگفتی ببخشید، از اینجا نمی‌ری.»
این صحنه برای خیلی از والدین آشناست.

اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا هدف ما این است که کودک فقط کلمه‌ی «ببخشید» را به زبان بیاورد؟یا می‌خواهیم یاد بگیرد وقتی رفتارش به دیگری آسیب زده، مسئولیت آن را بپذیرد و برای جبران کاری انجام دهد؟
از نگاه رویکردهای نوین تربیتی، عذرخواهی واقعی فقط یک کلمه نیست.
کودک باید کم‌کم بتواند بفهمد:«چه اتفاقی افتاد؟»«رفتار من چه اثری روی دیگری گذاشت؟»و«حالا برای بهتر شدن این موقعیت چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟»

از «ببخشید» مهم‌تر، جبران کردن است
فرض کنید کودک اسباب‌بازی دوستش را پرت کرده و اسباب‌بازی شکسته است.
می‌توانیم بگوییم:
«بگو ببخشید!»
و احتمالاً کودک هم بگوید:«ببخشید.»
اما آیا واقعاً چیزی یاد گرفته؟
حالا یک مسیر دیگر را تصور کنیم:
«اسباب‌بازی شکست.دوستت ناراحت شده.بیا ببینیم چطور می‌تونیم جبرانش کنیم.»
شاید کودک کمک کند قطعه‌ها را جمع کنند،اسباب‌بازی را تعمیر کنند،یا اگر قابل تعمیر نیست، درباره اتفاقی که افتاده با دوستش صحبت کند.
در این حالت، کودک فقط یک کلمه یاد نگرفته؛دارد مسئولیت رفتار خودش را تجربه می‌کند.

این به معنی حذف عذرخواهی نیست
قرار نیست به کودک بگوییم «لازم نیست عذرخواهی کنی.»
عذرخواهی می‌تواند بخش مهمی از جبران باشد.
اما بهتر است «ببخشید» پایان فرایند نباشد.
می‌توانیم به کودک کمک کنیم بفهمد:
«اگر کسی را ناراحت کردی، می‌تونی بگی متأسفی و ببینی برای بهتر شدن شرایط چه کاری از دستت برمیاد.»

نگاه مونتسوری به این موضوع چیست؟
در رویکرد مونتسوری، مهارت‌های اجتماعی و حل تعارض بخشی از آموزش «Grace and Courtesy» یا آداب معاشرت و زندگی اجتماعی هستند.
کودک یاد می‌گیرد چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند، احساس و نیازش را بیان کند، تعارض را مدیریت کند و وقتی رفتارش به دیگری آسیب زده، برای اصلاح موقعیت قدم بردارد. این مهارت‌ها از طریق الگوسازی، آموزش مستقیم و تمرین شکل می‌گیرند.

بنابراین وقتی کودک اشتباهی می‌کند، هدف فقط این نیست که رفتار نامناسب را متوقف کنیم.
می‌خواهیم به او نشان دهیم:
«اشتباه کردی؛ اما می‌توانی مسئولیتش را بپذیری و برای بهتر شدنش کاری انجام بدهی.»

اگر کودک حاضر نشد عذرخواهی کند چه؟
گاهی کودک هنوز آن‌قدر آرام نشده که بتواند عذرخواهی کند.
گاهی هم اصلاً متوجه اثر رفتارش نشده.
در چنین شرایطی، مجبور کردن او به گفتن «ببخشید» احتمالاً چیزی درباره همدلی به او یاد نمی‌دهد.
اول کمک کنیم آرام شود.
بعد اتفاق را ساده و بدون تحقیر برایش توضیح دهیم:
«تو اسباب‌بازی رو پرت کردی و به دست دوستت خورد.دستش درد گرفت.»
بعد می‌توانیم بپرسیم:
«فکر می‌کنی الان چه کاری می‌تونی انجام بدی؟»
و اگر نیاز داشت، گزینه پیشنهاد بدهیم:
«می‌خوای ازش بپرسی حالش خوبه؟یا می‌خوای کمکش کنی یخ بیاره؟»

مراقب یک دام هم باشیم
گاهی ما آن‌قدر روی «ببخشید» تأکید می‌کنیم که کودک یاد می‌گیرد این کلمه راه فرار از پیامد رفتار است.
هل می‌دهد:«ببخشید!»
اسباب‌بازی را خراب می‌کند:«ببخشید!»
دوباره همان رفتار را تکرار می‌کند.
در این حالت، عذرخواهی تبدیل می‌شود به یک کلمه‌ی جادویی برای تمام کردن ماجرا.
در حالی که هدف تربیت، این نیست که کودک فقط بلد باشد بعد از اشتباه چه کلمه‌ای بگوید؛هدف این است که کم‌کم بتواند اثر رفتار خودش را ببیند و برای اصلاح آن قدم بردارد.

ما هم باید الگو باشیم
این آموزش فقط برای کودکان نیست.
اگر ما وقتی اشتباه می‌کنیم می‌گوییم:
«من اشتباه کردم.می‌دونم ناراحتت کردم.متأسفم.حالا ببینم چطور می‌تونم جبرانش کنم.»
کودک یک درس بسیار مهم را بدون هیچ سخنرانی یاد می‌گیرد:
اشتباه کردن، پایان رابطه نیست.
می‌توانیم مسئولیت اشتباه‌مان را بپذیریم،عذرخواهی کنیم،و برای جبران قدم برداریم.
این دقیقاً همان فرهنگی است که می‌خواهیم در کودک شکل بگیرد.

پس دفعه بعد که کودک اشتباهی کرد…
قبل از اینکه فوراً بگوییم:
«بگو ببخشید!»
یک لحظه مکث کنیم.
به او کمک کنیم اتفاقی که افتاده را ببیند،احساس دیگری را درک کند،و راهی برای جبران پیدا کند.
شاید مهم‌تر از اینکه کودک یاد بگیرد بگوید:
«ببخشید»
این باشد که یاد بگیرد:
«من مسئول کارهام هستم.اگر اشتباهی کردم،می‌تونم برای بهتر کردنش کاری انجام بدم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *